پیشینه شکار

کشورما ایران، به دلیل تنوع گیاهی و اقلیمی کم نظیر، دارای حیات وحش بسیارمتنوع بوده و از جنبه اکوتوریسم در سراسر دنیا مورد توجه می باشد. شکار و شکارگری در ایران ریشه ای دیرینه دارد و ایرانیان، مخصوصا شاهان و درباریان، به شکار همچون سنتی تاریخی علاقهمند بودهاند وقدرت و کفایت خود را با کشتن حیوانات به زیر دستان خود نشان میدادند .
سواری، تیر انداختن و شکار کردن در ایران باستان از محاسن شاهان برشمرده میشد و برخی از معروفترین سلاطین ایران مانند کوروش و داریوش هخامنشی، اردوان اول اشکانی، انوشیروان عادل، قباد، بهرام گور، خسرو پرویز و یزدگرد سوم ساسانی، شکارچیهای ماهری بودند که از هر یک قصهها درباره شکار کردن روایت شده است. هخامنشیان شکار را مناسب ترین مکتب برای تعلیم و تربیت و آموزگار حقیقی فنون جنگ، سحرخیزی، بردباری، تحمل سختی ها، آموختن نظم و ترتیب به کودکان و نوجوانان می دانستند و فرزندانشان را از کودکی در این مکتب می پروراندند. علاقه و وابستگی به شکار بعد از 500 سال به ساسانیان که خود را وارث هخامنشیان می دانستند منتقل شد و تا آن جا گسترش یافت که فعالیت عمده و تفریح پادشاهان و بزرگان ساسانی را شکل داد. تا قبل از ظهور اسلام ضابطه و محدودیتی برای شکار وجود نداشت و شکارگر با استفاده از وسایل گوناگون و با هر کیفیتی به شکار حیوان موردنظر می پرداخت. ضوابطی که در اسلام برای آلات و ادوات و نحوه شکار و نیز نوع حیوان و شیوه ذبح آنها وضع شده اولین ضوابط تعیین شده در این زمینه در طول تاریخ است. ضوابطی چون مجاز بودن شکار حیواناتی که توانایی دویدن یا پریدن داشته اند و یا در خواب نباشند.